این هم جوک های حرفه ای

وقتی خداوند لر را آفرید فرشتگان جمع شدند به خدا گفتند: سجده کنیم ؟ گفت نه سنگ دستشه فرار کنین
فرمانده پلیس تهران: هیچ کس در کهریزک کشته نشد حتی ما چند مورد زاد و ولد نیز داشتیم
به ترکه می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه ؟ میگه : کام هیر. میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه ؟ میگه: میرم اونجا میگم کام هیر
شبا همش به چت خونه میرم من ..... سراغ آف و آف خوندن میرم من ..... تو این چت خونه ها خسته دردم ..... به دنبال پس ایدیم میگردم ..... پسم گم شده پیداش میکنم من ..... اگه کارتوه وای به حالت ..... رسوات میکنم من
لره میاد تهران ، تو ترافیک گیر می کنه میگه : ها ماشالا ! به این میگن عروسی
جهان سوم جائیست که مردم، خانه روبه آفتاب را گرانترمی خرند و بعد با هفت لایه پرده تمام پنجره ها را می پوشانند
تقصیر ما نیست که بر روی حرفهایمان نمی مانیم ما بر زمینی زندگی می کنیم که روزی دو بار خودش را دور میزند
دلم همچون آسمان،پر از ابرهای بارانی است،ای کاش دلم امشب بگرید،شاید که که بغض چشمانم بشکند...
پرکارتین عضو بدن گونه است: وقتی خوشحالی توش عروسیه وقتی کرم داری می خواره وقتی حرص میخوری میسوزه وقتی بقیه را حرص میدی خنک میشه وقتی تنبل میشی گشاد میشه وقتی اعصابت خرده پاره میشه الان درچه حالی؟؟؟
سه نوع گل داریم یکی تو خونه یکی تو گلخونه یکی که داره اس ام اس می خونه
از کسانی که اس ام اس جدید ندارند.، لب غنچه هم پذیرفته می شود.
سه رفیق صمیمی دارم بهشون سفارش کردن بهت محل نذارن: غم ، حسرت، تنهایی
ترسم که شبی در غم جانکاه بمیرم در بستر دل باشم و با آه بمیرم آن لحظه آخر در حسرت دیدار تو بمانم و بمیرم و بمیرم.
بهرترین لحظه ها وقتی است که که بهترینها بیادت باشند.بهترنی نیستم ولی به یادتم.
در ترازوی وفا من کم و بسیار تویی بیاد بیتا
تفکر عمیق لر: اگر ادیسون نبود باید در تاریکی تلوزیون تماشا می کردیم.
از مشاور املاک عشق مزاحمتون میشم شما برای قلبتون مستاجر نمی خواهید...؟؟؟
می خواهم اتوبوس بسازم اتو شو دارم اما بوس ندارم! یه بوس میدی؟ لازم دارم
دلتنگی هایم را اب کدام قایق خالی روانه دل دریایت کنم تا بدانی دلتنگم
میبوسمت سه تایی من و غم و تنهایی امان از جدایی دلتنگم خدایی
این اس ام اس و من نفرستادم گوشیم خودش فرستاده فکر کنم عاشق گوشیت شده
هلکوپتر میشینه محله غضنفر اینا عضنفر میگه : سر و صدا نکنین زنده بگیریمش !
گیوه چیست !؟ کفشی است که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راستش میپوشد !
خیلی دلم می خواد لبامو بذارم رو لبات اما مامانم نمی ذاره، می گه نوشابه رو باید با نی بخوری!
زن غضنفر: بازم جلو جمع به من گفتی احمق؟ غضنفر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!
ترکه میره کتابخونه کتابشو پس بده ، کتابدار ازش می پرسه کتاب چطور بود ؟ ترکه میگه : شخصیت زیاد داشت ولی داستان و محتوا نداشت ! کتابدار میگه : ای بابا ، دفتر تلفن من دست تو چیکار می کن
با رفیقت مثل چتر رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، فراموشش کنی
سیستم پیام نمای دفترریاست جمهورى خوش آمدید: براى شنیدن جوک عدد1؛ براى دیدن هاله نورعدد2؛ آموزش مدیریت جهان عدد3؛ ثبت نام درتوراستانگردی عدد4؛ ارتباط باامام زمان عدد5؛ وجهت ملاقات حضورى باخداوندمتعال عدد6 رابگیرید
شاد و خندون باشید
پنجشنبه 13 آبان ماه سال 1389
توسط: الهام
نظرات (16)
چاپ
دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، در یک شب آفتابی خاله ام مرا زایید
به غضنفر میگن : تولدت کِیه ؟ میگه : ۵ آذر ، میگن چه سالی ؟ میگه : هر سال
به غضنفر میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!!!
غضنفر میاد تهرون میره هتل..صبح روز اول میره تو رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه تابلو نوشته از ساعت ۷الی۱۱ صبحانه...از ساعت ۱۱الی ۵ ناهار و از ساعت ۵الی ۱۱ شب شام سرو می شود..پیش خودش میگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
ازغضنفر می پرسن کجای تهران می شینی می گه هرجاخسته شدم!!!!
اصفهانیه یه بطری آب معدنی میخره یه کمی ازش میخوره ، به زنش میگه : زن یوخده آب بیار بریزیم توش خیلی غلیظس !!
وصیت نامه لره :من تمام نمازهایم را خواندم فقط برایم چهل سال وضو بگیرید !!!
به غضنفر میگن : بابات مُرد ، زود بیا خونه ، غضنفر میگه : دروغ میگین یه اتفاقی افتاده نمی خواهید به من بِگِید !!!
اصفهانیه نذر میکنه اگه توی امتحان ورود به دانشگاه قبول شد مادرش رو پیاده بفرسته کربلا.
دعای غضنفری : آرزو دارم خدا کنه این سالها به حق پنج تن الهی آمین !!!
به پشه میگن چرا زمستونا پیداتون نیست؟!؟؟؟! میگه:نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه
یه روز یه غضنفر میره بالای درخت چنار.بهش میگن داری چه کار می کنی.میگه دارم توت می خورم.میگن اینکه درخت چناره میگه توت تو جیبمه
غضنفر میره خواستگاری. ازش می پرسن چه کاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدکی گوسفند دارم!
به غضنفر میگن از چه گلی خوشت میاد...میگه اقاقیا...میگن همینی روکه گفتی بنویس....میگه غلط کردم رز
یارو میره خارج. میگن : اسمت چیه ؟ میگه : SUN OF GOD BETWEEN TWO WATER OF ORIGINAL
میگن : یعنی چی؟ میگه : شمس الله میاندوآبی اصل
نصیحتی از یک لُر داغدیده : هرگز به رنگ قرمز وآبی شیر توالت اعتماد نکن .
چند فحش غضنفری قدیمی: 1. -از جلوی چشمام خفه شو . 2. -فکر کردی فقط خودت خری . 3. -کسی با تو زِرِ نزد . 4. -صداتو واسه من داد نزن . 5. -وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند .
چند فحش غضنفری جدید: 1. -دستت بشکنه از زا نو . 2. -خودت گیر عجب آدم خری افتادی . 3.. -خودم دست دارم ، جوا بشو میدم
غضنفر به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس من برای ازدواج دو روز مرخصی میخوام. رئیس گفت : شما که یه هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟ غضنفر گفت : آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم !!!
غضنفر میره جوراب فروشی و میگه : آقا من جوراب می خوام . فروشنده میگه : مردونه . غضنفر هم دستش را دراز میکنه و دست میده و میگه : مردونه
غضنفر زنشو میبره سونوگرافی بهش میگن پسر داری میگه تو رو خدا بگین اسمش چیه
یه غضنفر میره ماشینشو بیمه بدنه کنه، آخر سر که کارش تموم میشه بیمه ای بهش میگه ایشالا هیچوقت از بیمه تون استفاده نکنین. غضنفر هم برمیگرده میگه ایشالا شما هم از این پول خیر نبینین !
از غضنفر پرسیدن نظرت راجع به گل چیه؟ میگه: گل خیلی زیباست, خیلی خوش عطره, اصلآ حدیث داریم: گل هوالله احد
غضنفر زنگ میزنه ۱۱۰ میگه: گاز، کلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستی و دنده ماشین منو دزدیدند، پلیسه میگه: ببخشید، شما ترک هستید؟ یارو میگه: آره، چطور مگه؟ پلیسه میگه: هیچی، پاشو برو جلو بشین
غضنفر ماشین تخلیه چاه میخره .. روی تانکرش مینویسه: رزق ما در باسن شماست.
یه روز یه غضنفر میره در مغازه خیاطی. پارچه شو میده میگه برام یه شلوار بدوز. فردا نیام بگی وقت نداشتم سوزنم شکسته بود ننه م مرده بود. اصلا نمیخوام پدر سگ پارچه منو بده میخوام برم
غضنفر میره امامزاده میبینه یه دختری میگه خدایا یه شوهر خوب به من بده . غضنفر خودشو میندازه تو بغل دختره میگه خدایا هل نده .
یکی میگه: من" حافظ کل قرآنم", ترک میگه: از این قران کوچیکا یا بزرگا ؟
غضنفر میره کنار دریا پری دریای میبینه ،میگه من عاشقتم ،با من ازدواج میکنی،پری دریای میگه من آدم نیستم،غضنفر میگه تو فکر میکنی من آدمم،
مسافری که تازه به اردبیل وارد شده بوده از آقا غضنفر می پرسه ما اینجاغریبیم. کجا آمپول می زنن؟ غضنفر باسنش رو نشون می ده می گه اینجا
یه غضنفر زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم. فروشنده میگه . به نام .... ؟ غضنفر میگه . آخ آخ . ببخشید .به نام خدا , یه پیتزا میخواستم
غضنفر کولرش خراب میشه، به بچههاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید
!
92 جك باحال!
-1دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميكنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!
-2 به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
-3 ?غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد!
-4 اصفهانيه موز میخوره معدهاش تعجب می کنه !
-5 بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگرافخونه میگه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمیگيريم. علی میگه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !
-6 غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!
-7 به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!
-8 باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچهاش میگه برو کلاه منو بيار. بچه میگه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه میگه: اه...پس...نمیخواد بری بياريش!
-9 آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!
-10 از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي میگه: کوپن چيه؟ آفريقايي ميگه: گوشت چيه؟ ايرانيه ميگه: نظر چيه؟!
-11 غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.
-12 مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: ميخوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيهاش هم براي خودم يه پيرهن ميدوزم.
-13 جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني ميزنم پك و پوز تو خورد ميكنم.
-14 لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده، آسفالت زياد مياره، سرعت گير ميذاره!
-15 معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف ? ب ? پ ? ت ? ث ? چهار ? پنج ? شش ? هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا ? بي ? سي ? چهل ? پنجاه ? شصت ? هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا ? بتا ? ستا ? چهارتا ? پنجتا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج ? پنج ? شش ? هفت...
-16 تركه ميرسه، ميخورنش.
-17 دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم!
-18 تركه خبر داغ ميشنود، گوشش ميسوزد!
-19 موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟
-20 تركه چهار تا قالب صابون ميخوره تا به مرز خودكفايي برسه!
-21 تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نميدانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!
-22 در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من ميخوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار ميگيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟
-23 تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!
-24 ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، ?روي? ماشين بابام كار ميكنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، ?زير? ماشين مردم كار ميكنه!
-25وقتي زنت خونه نيست چه كار ميكني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!
-26تركه ميخوره زمين، كمونه ميكنه بعدش تو كلانتري ميگه: من رضايت نميدهم!
-27يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بينيام چكه ميكرد!
-28روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت!
-29تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!
-30راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!
-31سه نفر به جزيره آدمخوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش ميداد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
-32معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، ميگويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!
-33 بچهاي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف ميزنيم بيا گوش كن. آن وقت ميفهمي فرقش چيه!
-34 مردي در خانهاي ميرود و از پسر صاحبخانه طلب آب ميكند. پسر كاسهاي پر از آب آورده، به دست مرد ميدهد. ناگهان كاسه از دست مرد ميافتد و ميشكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي ميكند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد ميگويد: عيب نداره، به بابام ميگم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!
-35 رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه!
-40 مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!
-41 دو ديوانه با هم گفتگو ميكردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساويتره!
-38 چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحتتر ميخوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!
-39 اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است!
-36 تركه تيشرت تايتانيك ميپوشه، ميره دريا غرق ميشه!
-37 شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسهاش ميگيره، تا ميايسته عطسه كنه يه ماشين بهش ميزنه!
-42 مشتري: آقا چرا ديگه ميخواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!
-43 زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب ميمونه!
-44 احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!
-45 پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نميدانم چرا شبها كه دلم نميخواهد بخوابم به زور مرا ميفرستي بخوابم ولي صبحها كه دلم نميخواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار ميكني؟
-46 صاحبخانه: هر وقت ميگويم اجاره را بده، ميگويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق ميگيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!
-47 تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
-48 ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
-49 مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
-50 اردبيل زلزله مياد، تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!
-51 به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
-52 تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه: بايد خيلي برم؟!
-53 آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!
-54 تمساحه ميره گدايي، ميگه:به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!
-55 تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!
-56 تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
-57 تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
-58 تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم
-59 از تركه ميپرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!
-60 يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!
-61 به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه: والله من اولش كه ترك نبودم، تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!
-62 تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه، پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
-63 تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!
-64 تركه مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، بهش ميگه: خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
-65 تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
-66 تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه: تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!
-67 تركه ميره حرم امام رضا، ميگه: امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!
-68 تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت ميكنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده ميكنند!
-69 تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
-70 تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد!
-71 يه روز به يه اسكلت ميگن يه شعر بخون! ميگه: تپلويم تپلو! صورتم مثله هلو!
-72 از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راهراهمون تو آفريقاست!
-73 تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!
-74 تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه
-75 تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
-76 تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!
-77 تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
-78 يه رو ز به يه تركه ميگن با بنزين جمله بساز. ميگه: خوش به حاله شما كه سواره بنزين!
-79 چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع ميكنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش ميكنن ببينن چيميخواد بگه، بعد ميبينن نميتونه حرفش رو بزنه، بيخيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر ميگفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نميكرده، وقتي ميرسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!
-80 يه روز به يه تركه ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه!
?81- يه روز يه تركه ميره مشهد ميگه: اي امام علي قربون دست بريدت پس كي ظهور مي كني آخه من چه قدر بيام قم؟!
-82به یکی میگن با جام جم جمله بساز میگه :من هر روز صبح که از خواب پا میشم جامو جم میکنم!!
-83به یارو می گن با ابریشم جمله بساز می گه هوا ابریشم خوبه!!
-84به یارو می گن با لوبیا جمله بساز می گه کوچولو بیا!!
-85یه یارو می گن با ماشین جمله بساز می گه خانوم میاین همسایه ما شین!!
-86به غضنفرمی گن با توکیو جمله بساز میگه من خدیجه رو دوست داریم توکیو!
?-87تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه، تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن، بعد تركه ميگه: ولی وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!
-88یه روز یه گاوی میره کلاس زبان وقتی از کلاس بیرون میاد به جای اینکه بگه مو مو میگه we we:
-89حرف از سرعت بود .... بين يه آباداني و آمريكايي و فرانسوي! فرانسوي ميگه ما برج ايفل رو دو هفته اي ساختيم. آمريكايي ميگه ما پل سانفرانسيسكو رو يك هفته اي ساختيم .بعد سه تاييشون داشتن تو آبادان رد ميشدن ميرسن پالايشگاه نفت و آمريكاييه و فرانسوي ميگن شما اينجارو چند وقت طول كشيد كه ساختين ؟ ... آبادانيه ميگه : اٍ اٍ اٍ ...... من ۲ روز پيش از اينجا رد شدم اين اينجا نبود!
-90يه روز به يه تركه ميگن ناراحت نمي شي اين قدر براي شما جك مي سازن؟ ميگه: اينا براي شما جكه برايه ما خاطرست!
?-91تركه بالاي درخت چنار بوده يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه
-92ترك ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه